menuordersearch
oumghandisheh.ir

نصب امام در قرآن: بررسی نظریه امامیه مبنی بر انتصابی بودن امام از سوی خداوند متعال از منظر قرآن کریم , مجتبی راشدی‌راد - محمد راشدی‌راد

مشاهده سبد خرید

تومان
googlefacebookinstagramlinkedintelegramgoogle
اندیشه خود را ماندگار کنید 02188102775
heder
نصب امام در قرآن: بررسی نظریه امامیه مبنی بر انتصابی بودن امام از سوی خداوند متعال از منظر قرآن کریم
مدل کالا
مجتبی راشدی‌راد - محمد راشدی‌راد
تصاویر بیشتر
علوم قرآنی - نصب امام در قرآن: بررسی نظریه امامیه مبنی بر انتصابی بودن امام از سوی خداوند متعال از منظر قرآن کریم
(0)
(0)
مجتبی راشدی‌راد - محمد راشدی‌راد - موجودی: 1000000
وضعیت کالا : موجود
تعداد عدد
قیمت کالا
15,000 تومان
معرفی کوتاه

از جمله موضوعات مهم و مورد اختلاف امامیه و اهل تسنن، بحث از چگونگی تعیین امام و جانشینی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد که در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه اول مربوط به امامیه می‌باشد که با استناد به آیات قرآن و روایات معصومین (علیه‌السلام) اثبات می‌نماید، امامت بایستی با جعل الهی و نصب از سوی خداوند متعال همراه باشد، اما دیدگاه دوم که مربوط به عموم اهل تسنن است و البته نظر خود را نیز به آیات قرآن مستند می‌نمایند، قائلند مقام جانشینی رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با انتخاب و اجماع اهل حل و عقد صورت می‌پذیرد.

این تحقیق در پی آنست که نظر واقعی قرآن در رابطه با چگونگی تعیین امام را بیان نماید و به دلایلی از جمله آیات 124 بقره، 73 انبیاء، 59 نساء و 55 مائده استدلال می‌شود که امامت به جعل الهی و وجود نص از سوی خداوند متعال می‌باشد به­طوری­که خداوند متعال در آیه 124 بقره با عبارت «انی جاعلک للناس اماما» و همچنین آیه 73 انبیاء با عبارت و «جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا» و تصریح الفاظی نظیر «جاعل و جعلنا»، جعل و نصب این امر مهم را به خود نسبت می‌دهد و آنرا جعلی الهی دانسته است، همچنین در آیه 59 نساء با توجه به اینکه مراد از اولوالامر، امامان معصوم (علیه­السلام)هستند اطاعت از این ذوات مقدسه را در ردیف اطاعت از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قرار داده و این معنا از آن افاده می‌شود که اطاعت از اولوالامر مثل اطاعت از رسول، مطلق و واجب است و اطاعت مطلق در اشخاصی مقبول است که دارای عصمت باشند و اثبات چنین ویژگی در افراد فقط در اختیار خداوند متعال است در نتیجه خدا بایستی اینان را به مردم معرفی و برای چنین مقامی ‌نصب نماید و در نهایت خداوند متعال در آیه 55 مائده با حصر نمودن ولایت (به معنای سرپرستی) در سه گروه، توجه ما را به این مطلب جلب می‌کند که نصب رسول و امام به دست خود اوست که روایاتی هم موید بر آن موجود می‌باشد، افزون برآن شواهدی از آیات دیگر از جمله آیه 30 بقره و 26 ص و 5 قصص بر تنصیص و جعل وجود دارد.

در مقابل امامیه، ادعای اهل تسنن است که با دلایل ساختگی قرآنی خود، انتخابی بودن امامت را مطرح نموده­اند که از جمله آن‌ها آیه اولوالامر است، هرچند از این شریفه عصمت اولوالامر را نتیجه گرفته‌اند اما مصداق آن را اهل حل و عقد دانسته‌اند وهمچنین آیه 103 آل عمران که مصداق حبل­الله را اجماع اهل حل و عقد دانسته‌اند و آیات دیگر که در نوشتار بدان اشاره شده است و البته همه آن‌ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته به­طوری که بیان شده هیچ یک از آیات مورد استناد آن‌ها نمی‌تواند نظریه انتخاب را ثابت کند.

در نتیجه طبق مستندات قرآنی مطرح شده و رد ادعای اهل تسنن، انتصابی بودن امامت از سوی خداوند متعال، نظر حق و درست و قابل اثبات دانسته شده است.

بخشی از مطالب

6. أقسام رهبري (امامت) از ديدگاه قرآن

براي بیان اقسام رهبري لازم است واژه امام را در آيات قرآن بررسي کرده و در نهايت از ميان آن‌ها أقسام رهبري را بدست آوريم:

- واژه امام در قرآن کريم

کلمه امام و جمع آن «ائمه» مجمـوعاً دوازده بـار در قـرآن به کـار رفته

است که هفت بار به صورت مفرد آمده و پنج‌بار به شکل جمع؛ به هرجهت اين واژه در قرآن در معاني زير به کار رفته است:

1- لوح محفوظ (1 بار) «وَکُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»[1] «و هرچيزي را در کارنامه‌اي روشن برشمرديم»

2- جاده و راه (1 بار) «إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ»[2] «آن دو «شهر» اکنون بر سر راهي آشکار است»

3- تورات يا کتاب و پيشوا (2 بار) «وَمِنْ قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَه»[3] «پيش از وي (نيز) کتاب موسي راهبر و مايه رحمت بوده است»

4- پيشوايان الهي و صالح (5 بار) «قَالَ إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»[4] «فرمود: من تو را پيشواي مردم قرار دادم»

5- پيشوايان کفر و ضلالت (2 بار) «فَقَاتِلُوا أَئِمَّه الْکُفْرِ»[5] «پس با پيشوايان کفر بجنگيد»

6- مفهوم جامعي که پيشوايان هدايت و ضلالت را شامل مي‌شود (1مورد) «يوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» «ياد کن روزي را که هر گروهي را با پيشوايان فرامي‌خوانيم»

با سير در معاني فوق مي‌توانيم اذعان نمائيم که از مجموعه معاني يادشده از خداي متعال، دو نوع امام، پيشوا و رهبر ترسيم نموده است:

 

الف) پيشوايان هدايت

مراد آن شخصي است که جامعه اسلامي را به سوي رستگاري و کمال و قله‌هاي سعادت و خوبي‌ها، ارشاد مي‌نمايد البته اينان کساني بودند با برنامه‌هاي روشن که توحيد خالص و دعوت به حق و عدالت و خير و نيکي، متن دعوت آن‌ها را تشکيل مي‌داد، اين پيشوايان را مي‌توان امامان نور نامگذاري نمود چرا که خط آن‌ها در سلسله انبياء و اوصياء تا پيامبر خاتم و اوصيائش تداوم يافته است. آياتي از قرآن از جمله آيه 73 سوره انبياء به اين معنا دلالت مي‌کند: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه يهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ...» «و ما قرار داديم اماماني را که به فرمان ما هدايت مي‌کردند و انجام کارهاي نيک، برپا داشتن نماز و اداي زکات را به آن‌ها وحي کرديم، آن‌ها تنها مرا پرستش مي‌کردند.»

در اينجا لازم است براي تبيين بيشتر مقام امامت در قرآن برخي از ويژگي‌هاي امامت که در قرآن آمده به‌طور خلاصه بيان کنيم تا برطبق آن تعريفي از آنچه قرآن کريم از امامان هدايت و نور دارد، برسيم.

البته از بررسي آيات به دست مي‌آيد که هرکس که داراي اين مقام و منصب باشد (يعني امامان نور)، بايستي ـ حداقل ـ داراي ويژگي‌ها و صفات زير باشد: (البته بررسي تفصيلي ويژگي‌هاي مهم امام در فصل بعدي انجام خواهد شد اما اينجا اجمالاً نظر قرآن را دراين‌باره مي‌آوريم)

 

 

1- مقام عصمت

به دليل آيه «لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»[6] يعني امام بايستي به دور از هرگونه ظلم (ظلم به خدا، ديگران، خويشتن) باشد و البته آيات زياد ديگري که در ذيل ويژگي‌هاي امام برخي از آن‌ها را بحث خواهيم نمود.[7]

2- مقام صبر

زماني امام اين مقام را دارا خواهد بود که داراي مقام صبر (آن‌هم صبر مطلق که شامل انواع امتحانات و آزمايشات مي‌شود) باشد، به دليل آيه «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّه يهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآياتِنَا يوقِنُونَ»[8] و چون شکيبائي کردند و به آيات ما يقين داشتند برخي از آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما (مردم) را هدايت مي‌کردند.[9]

3- مقام يقين

امام پيش از مقام صبر بايد داراي مقام يقين باشد به دليل آيه فوق «َکَانُوا بِآياتِنَا يوقِنُونَ» يا در مورد ابراهيم (علیه‌السلام) پيش از رسيدن به مقام امامت مي‌خوانيم «وَکَذَلِکَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيکُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»[10] «و اينگونه ملکوت آسمآن‌ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين‌کنندگان باشد» از اين آيات درمي‌يابيم که باطن و حقيقت جهان براي امام مکشوف است و از اعمال و دل‌هاي مردم با خبر است.[11]

4- منصب الهي (تعيين از سوي خدا)

به دليل آياتي همچون: «إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»[12] و«وَجَعَلْنَاهُمْ

أَئِمَّه»[13] «وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه»[14] و...آياتي که انشاءالله به بررسي آن‌ها خواهيم پرداخت.[15]

5- هدايت‌گري

امام برحق کارش هدايت‌گري و رهبري جامعه به سوي اهداف و آرمآن‌هاي الهي و سعادت است «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه يهْدُونَ بِأَمْرِنَا» طبق آيه شريفه مذکور و آيات مشابه آن امام کسي است که با دو امر ملکوتي که در اختيار دارد (که از جانب خداوند است) موجودات را رهبري مي‌کند و جوامع بشري را نيز به مقصد نهایي خويش مي‌رساند که همان آشنائي با خدا و احياء ارزش‌هاي الهي است. و سعادت آن‌ها را تضمين مي‌نمايد.[16]

6- واسطه فيض الهي

امام برحق کسي است که طبق آيه شريفه 73 سوره انبياء واسطه فيض در اموري از قبيل: انجام دادن نيکي‌ها، برپا داشتن نماز، پرداختن زکات و

انجام عبادت مي‌باشند.[17]

جمع‌بندي کلام فوق آن مي‌شود که امام از منظر قرآن مقامي بس والا و عالي است که فقط برخي خواص به اين منصب الهي دست مي‌يابند. امام کسي است که داراي روحيه صبر بلند و يقين و کشف و شهودات باشد و عالم ملکوت را مشاهده مي‌کند، و داراي مقام هدايت‌گري به امر خدا مي‌باشد که انسآن‌هاي تشنه را سيراب نمايد.

اين مقام آخرين مرحله سير تکاملي انسان است و به تعبير قرآن «عهد» خداست که به «جعل» و تعيين الهي صورت مي‌گيرد «نه به انتخاب و شورا».

بنابراين از نظر قرآن امامت تنها رهبري ديني و دنيوي مردم نيست که اکثر متکلمان بدان ملتزم شده‌اند بلکه جهان آفرينش و تکوين را نيز زير نظر دارد. مقام امامت مقام تحقق بخشيدن به برنامه الهي اعم از حکومت و اجراي احکام الهي و تربيت و پرورش نفوس انساني، در ظاهر و باطن است.

و قرآن نیز بر اين مطلب صراحت دارد که امامت مانند نبوت يک منصب جعلي و اعتباري است[18]، همان‌گونه که در آيه شريفه آمده: «إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»[19] و تنها خداوند متعال به‌عنوان مالک و مدبر حقيقي نظام هستي هر شخصي را که سزاوار اين منصب بداند بر مي‌گزيند که تفصيل اين گونه آيات در فصل اول از بخش دوم خواهد آمد.

 

ب) پيشوايان ضلالت

مراد آن شخصي است که مردم را با دعوت‌ها و امر و نهي کردن‌هايش به سوي جهنم، سوق مي‌دهد و از خدا و فرامين او و از حق و عدالت و خوبي و... در برنامه‌هايشان ديده نمي‌شود به‌طوري‌که اينان فرمان خلق را بر فرمان خداي متعال مقدم مي‌نمايند و به حق مي‌توان اينان را پيشوايان ضلالت يا امامان نار ناميد. چنانچه اين معنا در آيه 41 سوره قصص آمده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه يدْعُونَ إِلَى النَّارِ...» «و آن‌ها را اماماني که بسوي جهنم و دوزخ فرامي‌خوانند قرار داديم».

 حال شاید این سؤال مطرح شود که جعلی که در آیه 41 سوره قصص «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه يدْعُونَ إِلَى النَّارِ...» آمده با جعلی که در آیه 73 سوره انبیاء استعمال شده چه تفاوتی دارد؟ آیا هر دو جعل تکوینی است و اگر چنین باشد با حکمت و عدالت خداوند سازگاری ندارد.

 مفسران در جواب سؤال فوق مى‌گويند: در آيه، صحبت از جعل تکوينى نيست تا مشکل جبر پيش بيايدو خلاف حکمت خدا باشد و در نهايت پيروى کردن از آن‌ها هم واجب باشد؛ بلکه خداوند در اين آيه حال کسانى را که در اين دنيا مردم را فريب مى‌دهند و به بيراهه مى‌کشانند ترسيم کرده است و از این جهت که آنان مردم را به بيراهه رهبرى مى‌کنند، در آخرت نيز پيشاپيش پيروانشان نخستين کسانى هستند که گرفتار عذاب الهى مى‌شوند؛ و واژه «ائمه» بر آن‌ها اطلاق شده است.

به عبارت ديگر: بعد از آن که آنان با اراده و اختيار خودشان در اين دنيا مردم را به اسباب کفر و گناه فرا خواندند، پيشواى آن دسته قرار مى‌گيرند و روز قيامت هم از همه جلوتر، گرفتار عذاب الهى مى‌شوند و بعد پيروانانشان عقاب خواهند شد.

طبق اين تفسير، «امام شدن» آن‌ها، نتيجه اعمال و کردار خودشان است و هيچ ربطى به جعل الهى ندارد؛ چون خود آن‌ها با اراده خود اين راه را انتخاب کرده‌اند در صورتى که همانند امامان هدايت مى‌توانستند مردم را به سوى خدا دعوت کنند.

براى روشن شدن مطلب کلام چند تن از مفسران را مى‌آوريم:

علامه فضل‌الله در تفسير من وحی القرآن، جعل در آيه را اين‌گونه توضيح مى‌دهد:

«مراد از «جعل» در اين آيه، معناى تکوينى آن نيست. جعل تکوينى آن است که آن‌ها را خداوند به خاطر عناصر ذاتى که در عمق شخصيت شان وجود دارد، براى اين کار جبراً برگزيند. بلکه مراد از جعل در آيه اين است که آنان به اختيار خودشان يکسرى اسباب ضلالت و گمراهى را در ميان مردم ايجاد مى‌کردند و با اين کارها، افکار ديگران را از خط امامت واقعى منحرف مى‌کردند و به سوى آتش مى‌کشاندند، به اين جهت آنان ائمه قرار داده شدند. اين قوت و قدرتى که در پيشوايى دنيايى مردم داشتند، هيچ‌گونه امتيازى را در روز قيامت برايشان به ارمغان نمى‌آورد. آنان در آنجا در جايگاه يک انسان ترسو و رها شده‌اى است که از خودش هيچ ضررى را نمى‌تواند دفع کند و هيچ خير و نفعى را نمى‌تواند به دست بياورد و جز خداوند ياورى هم ندارند ولى روز قيامت يارى نخواهند شد».[20]

صاحب تفسیر نمونه نيز پيشوایى امامان ضلالت را وابسته به افعال آن‌ها مى‌داند نه به جعل الهي و اینچنین گفته‌اند:

«اين تعبير براى بعضى از مفسران مشکلى ايجاد کرده که چگونه ممکن است خداوند کسانى را پيشوايان باطل قرار دهد؟ کار او دعوت به خير و مبعوث ساختن امامان و پيشوايان حق است نه باطل. ولى اين مطلب پيچيده‏اى نيست، زيرا اولا: آن‌ها سردسته دوزخيانند و هنگامى که گروه‏هايى از دوزخيان به سوى آتش حرکت مى‏کنند آن‌ها پيشاپيش آنان در حرکتند، همان‌گونه که در اين جهان ائمه ضلال بودند در آنجا نيز پيشوايان دوزخند که آن جهان تجسم بزرگى است از اين جهان. ثانيا: ائمه ضلال بودن در حقيقت نتيجه اعمال خود آن‌ها است، و مى‏دانيم تأثير هر سبب به فرمان خدا است آن‌ها خطى را پيش گرفتند که به امامت گمراهان منتهى مى‏شد، اين وضع آن‌ها در رستاخيز است»[21].

علامه طباطبائی نیز در رد شبهه فوق، این طور گفته‌اند:

«معناى پيشوا کردن آنان براى دعوت به آتش اين است که: ايشان را پيشقدم در کفر و گناه کرد، در نتيجه ديگران به ايشان اقتداء کرده، و به آنان پيوستند، و اگر بپرسى که چرا خداوند ايشان را پيشواى کفر کرد؟ و آيا اين کار به عدالت خدا برخوردى ندارد؟ در پاسخ مى‏گوييم: وقتى برخورد دارد که اين اضلال خدا ابتدايى باشد، يعنى خود آنان قبلا کارى نکرده باشند که مستوجب اين اضلال باشند، و اما اگر اين اضلال به عنوان مجازات کفر و جحدى باشد که آنان قبل از ديگران مرتکب شدند، به عدالت خدا برخورد ندارد.»[22]

در جمع‌بندی کلام فوق می‌توان روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) راآورد که ایشان فرمودند: «ائمه» در کتاب خداى عز و جل دو دسته‏اند:

1- [امامان هدايت] خداى تبارک و تعالى فرمايد: «و آن‌ها را امامانى قرار داديم که به امر ما هدايت کنند» نه به امر مردم، امر خدا را بر امر مردم مقدم دارند و حکم خدا را پيش از حکم مردم دانند.

2- [امامان باطل:] و باز فرموده است «آن‌ها را امامانى قرار داديم که به سوى دوزخ بخوانند» ايشان امر مردم را بر امر خدا مقدم دارند و حکم مردم را پيش از حکم خدا دانند و بر خلاف آنچه در کتاب خداى عز و جل است، طبق هوس خويش رفتار کنند.

طبق اين روايت، پيشوايان باطل کسانى هستند که امر هواى نفسشان را بر فرمان خدا مقدم مى‌دارند و مردم را طبق خواست خودشان به بى‌راهه دعوت مى‌کنند. در نهايت، اگر آن‌ها پيشوايان باطل قرار مى‌گيرند، نتيجه اعمال خود آنان و به انتخاب و اختيار خودشان است و جبرى در کار نيست.

از اينجا دو نکته نیز روشن مى‌شود:

1. متابعت کردن از اين‌گونه پيشوايان واجب نيست؛ چون خداوند تبعيت از چنين امامانى را که به سوى باطل دعوت مى‌کنند واجب نکرده‌است؛ بلکه پيشوايانى تبعیتشان واجب است که به امر خدا مردم را هدايت مى‌کنند.

2. وقتى ثابت شد که اين‌گونه پيشوايى را خداوند جعل نکرده، خلاف حکمت خدا هم اتفاق نیفتاده؛ زيرا اين‌ها با اختيار خودش اين راه را برگزيده و با کارهايى که کرده‌اند پيشوايان گمراهان قرار گرفته‌اند.

پس می‌توان گفت اماماني که مورد تایید سوي خداوند متعال هستند قطعاً از دسته اول مي‌باشند و دسته دوم به هيچ وجه مورد تأييد خداي منان نيستند و مطرح شدن اسم اينان در قرآن به یکی از جهات مذکور می‌باشد.

فهرست مطالب

بخش اول: «کليات و ويژگي‌هاي امامت» 17

مقدمه17

فصل اول: کلیات و مفاهیم   21

مقدمه  21

1- تعريف امام و امامت    21

الف) معناي لغوي   22

ب) معناي اصطلاحي   24

1) مفسران و بزرگان اماميه: 24

2) أشاعره و معتزله: 31

2.تعريف خليفه  39

الف) معنای لغوي   39

ب)معناي إصطلاحي: 41

3. نص و أقسام آن: 44

1. تعريف واژه نصّ      44

الف) واژه نص در لغت: 44

ب) واژه نص در اصطلاح: 47

2.أقسام نصّ: 48

4. امامت از اصول دين   50

5. ضرورت وجود امام  64

6. أقسام رهبري (امامت) از ديدگاه قرآن   69

الف) پيشوايان هدايت    70

ب) پيشوايان ضلالت    75

7. حجّيت اجماع (اتفاق اهل حل و عقد)  81

الف) دلایل دسته اول   81

یک- إبطال نظريه انتصاب    82

دو- عمل صحابه رسولالله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)  87

سه-اثبات خلافت ابوبکر از طريق بيعت    89

ب) دلایل دسته دوم  91

دسته اول: آيات    91

دسته دوم: روايات    93

دسته سوم: عقل   96

فصل دوم: ویژگی­های امامت    49

مقدمه  49

1. عصمت    102

الف) عصمت در لغت: 102

ب) عصمت در اصطلاح: 103

ادلّه  107

الف)ادله عقلي: 107

1- نبودن معصوم برابر است با لزوم تسلسل   107

2- حفظ شريعت با عصمت امام  108

3- حصر عقلي   109

ب)ادلّه نقلي   110

1- سوره بقره آيه 124   110

2- آيه اولو­الامر (سوره نساء- آيه 59)  115

3-آيه تطهير (سوره احزاب- آيه 33)  122

2. علم   129

ادلّه: 131

الف) ادله عقلي: 131

1- برهان حفظ شريعت    131

2- سيره عقلاء  132

ب) ادله نقلي   133

1-آیه 83 سوره نساء: 133

2-آيه سوال از اهل ذکر  138

3-آيه اصطفاء طالوت بر ديگران به جهت علم وي (بقره 247)  139

3. أفضليت    141

ادلّه  143

الف: ادله عقلي   143

1- عصمت عامل أفضليت    143

2- هدف از بعثت انبياء کامل نمودن نفوس مردم  144

3- امامت مفضول قبيح است    145

ب: دليل نقلي (سوره يونس آيه 35)  148

بخش دوم: «راه‌های تعیین امام» 153

مقدمه  154

فصل اول: نصب امام توسط خداوند متعال   49

مقدمه  155

الف: دلايل قرآني   156

1-آيه ابتلاء: جعل امامت حضرت ابراهيم (علیه‌السلام) (آيه 124 سوره بقره)  156

الف) نماي کلي آيه: 157

ب) بررسي واژگان: 158

ج)کيفيت استدلال   172

2- (جعل امامت ائمه معصومين علیه‌السلام) توسط خداوند (آيه 73 سوره انبياء)  182

الف) نماي کلّي آيه: 183

ب) بررسي واژگان   184

ج) کيفيت استدلال   200

3- نصب امامت اميرمؤمنان (علیه‌السلام) توسط خداوند متعال (آيه 55 سوره مائده)  203

الف) نماي کلي آيه  204

ب) بررسي واژگان   205

ج) کيفيت استدلال   234

4- اطاعت مطلق از اولوالأمر (آيه 59 سوره نساء)  243

الف) نماي کلي آيه  243

ج) کيفيت استدلال   250

ب) قرائن و شواهد قرآني   252

1- اختيار تام خداوند در تعيين خليفه خود (آيه 68 سوره قصص)  252

الف) نماي کلّي آيه  253

ب) بررسي واژگان   254

ج) کيفيت استدلال   257

2-آيات مربوط به جعل خليفه توسط خداوند متعال «آيات 20 سوره بقره و 26 سوره ص» 266

الف) آیه مربوط به جعل خلافت حضرت آدم (علیه‌السلام) (30 – بقره)  267

الف) نماي کلي آيه  267

ب) بررسي واژگان   269

ج)کيفيت إستدلال   278

ب) آیه مربوط به جعل خلافت حضرت داوود (علیه‌السلام) (26 – ص )  280

الف) نمای کلی آیه  281

ب) بررسی واژگان   281

ج) کیفیت استدلال   281

3- جعل وزير (سوره طه آيه 29)  284

الف) نماي کلي آيه  284

ب) بررسي واژگان   285

ج)کيفيت استدلال   286

4- جعل امامت و وراثت توسط خداوند متعال (سوره قصص آيه 5)  293

الف) نماي کلي آيه  293

ب) بررسي واژگان   294

ج)کيفيت استدلال   296

فصل دوم: طرح نظریه انتخاب (اهل حل و عقد) و نقد آن از منظر مفسران قرآن   49

مقدّمه  299

1- مصداق اولوالامر أهل حَلّ و عقد هستند (سوره نساء آيه 59)  300

الف) نماي کلي آيه  301

ب) بررسي واژگان   302

ج) کيفيت استدلال   302

2- مراد از حبل الله اهل حل و عقد هستند (سوره آل‌عمران آيه 103)  313

الف) نماي کلي آيه  313

ب) بررسي واژگان   315

ج) کيفيت استدلال   317

3- جدا شدن از راه مؤمنان موجب عقاب است (سوره نساء آيه 115)  327

الف) نماي کلي آيه  327

ب)بررسي واژگان   329

ج) کيفيت استدلال   331

4- امر خداوند به مشورت نمودن در همه امور (سوره شوري آيه 38)  339

الف) نماي کلي آيه  339

ب) بررسي واژگان   341

ج) کيفيت استدلال   343

منابع و مأخذ

 

نمودار تغییر قیمت
طراحی سایتطراحی سایتسایت سازسایت سازفروشگاه سازفروشگاه ساز