پشتیبانی

نمایی از مدینه در تاریخ

مشاهده سبد خرید

تومان
googlefacebookinstagramlinkedingoogletelegram
اندیشه خود را ماندگار کنید 02188102775
heder
سه شنبه دهم مرداد ۹۶
(0)
(0)
نمایی از مدینه در تاریخ

نمایی از مدینه در تاریخ

 

بد نیست که مدینه را در تاریخ نیز جستجو کنیم و ببنیم که مسلمانان پیش از ما مدینه را چگونه دیده‌اند یا در آن چگونه زیسته‌اند و‌رفته‌اند و آنرا به دیگران سپرده‌اند و ما چگونه آنرا به دیگران خواهیم سپرد باید به گذشته های بسیار دور برگردیم و سیمای مدینه را در تاریخ بخوانیم.
برای دیدن سیمای مدینه در تاریخ چاره‌ای جز رجوع به آثار نویسندگان نداریم نویسندگانی که برخی از آنان تمام هستی خویش را بر سر این کار گذشته‌اند و سعی نموده‌اند از لابه‌لای صفحات تاریک تاریخ با هزاران زحمت حقایق را کشف و مجاناً در اختیار ما بگذاراند. رشحات قلم سحر انگیز آنان، که تراویده مغز خلاق آنان است، ما را به دالان عظیم تاریخ می برد و از آن عبور می‌دهد برتمام این جویندگان حقیقت که عمری را بر سر این کار گذاشته‌اند درود باد.
در مورد یثرب، مدینه قبل از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آقای زین العابدین رهنما در کتاب پیغمبر خود جلد سوم چنین نوشته‌اند.
... این شهر تا آنوقت یثرب معروف بود و پس از هجرت و آمدن پیامبر به‌نام مدینه الرسول (شهر پیامبر) نامیده شد شهر یثرب در جلگه‌ای واقع است و به دو قسمت اساسی تقسیم شده است قسمت جنوبی آن مرتفع و به‌نام عالیه خوانده می‌شود و قسمت شمالی آن منخفظ و آن را سافله می‌نامند. قسمت جنوبی آن تا قبا می‌کشد و قسمت شمالی آن به کوه‌های احد می‌رسد این کوه‌ها تا شهر دو فرسنگ فاصله دارد. در مغرب و مشرق شهر سرزمین حره واقع است که زمینش پوشیده از قلوه سنگ‌های سیاه است اما حره که در مشرق است تا شهر فاصله بسیار دارد و در میان آن و شهر زمین‌های حاصل‌خیزی دیده می‌شود.
حد شرقی شهر یک سلسله تپه‌های سیاه رنگ است در جنوب شهر تا چشم کار می‌کند بیابان امتیازی که این ناحیه داشت این‌که آب در آن فراوان بود همه آن‌ها از جنوب و از حره می‌آمد و در شمال به هم پیوسته می‌شد آب آن‌هادر فصل باران بالا می‌رفت و در آن فصل در محل مناخه مرداب‌های بزرگ تشکیل می‌شد یثرب چشمه‌های آب فروان داشت که خیلی کمک به مزارع و باغات آن می‌کرد.
... به این جمله پیامبر برمی‌خوریم که روز خروجش از مکه بر زبان آورد و به‌طرف یثرب روان‌شود روی خود را به‌طرف مکه کرد و چنین گفت: خدایا تو مرا از شهری که پیش من محبوب‌ترین شهرها بود بیرون آوردی، اکنون از تو می‌خواهم در شهری که محبوب‌ترین شهرها در نزد تو است منزلم دهی.
خدا شهر یثرب را برای او برگزید شهری که تا ده کیلومتری آن با باغچه‌های سبز و پردرخت احاطه شده است مردم این شهر در آن تاریخ از سه طایفه تشکیل شده بودند. دو طایفه آن عبارت بودند از دو قبیله معروف «اوس» و «خزرج» که پدران آن‌هااز یمن آمده بودند طایفه سوم یهود بودند که از قدیم آنجا سکونت داشتند.
آقای دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب خود تحت عنوان «دانستنی‌های پیش از حج، عربستان سعودی و تاریخ مکه و مدینه» مطالب ارزنده‌ای بشرح زیر نوشته‌اند:
مدینه، مدینه الرسول طیبه هجرت‌گاه پیغمبر اکرم مرکز تأسیس حکومت اسلامی و نامبردارترین شهرهای اسلامی پس از مکه معظمه یکی از شهرهای کشور عربستان سعودی و در پانصد کیلومتری شمال شرق مکه قرار دارد ارتفاع آن از سطح دریا 916 متر طول جغرافیایی آن 39 درجه و 55 دقیقه و عرض آن 24 درجه و 15 دقیقه است جمعیت آن جز در مراسم حج یک‌صد هزار نفر است این شهر در دشتی وسیع و ریگ‌زار ساخته شده است و به‌خاطر داشتن قنات‌ها و کاریزها و خرماینان هوایی گرم و مرطوب دارد تابستان‌ها از نزدیک ظهر تا پسین هوا به‌شدت گرم می‌شود چنان‌که در تابستان درجه گرما تا به 28 درجه سانتیگراد و در زمستان‌ها به ده درجه بالای صفر می‌رسد در بعضی زمستان‌ها ممکن است تا حد صفر پایین بیاید.
شهرت این شهر به خاطر هجرت پیغمبر اکرم بدانجاست اما شهر خود تاریخی طولانی دارد چنان‌که نوشتیم نام پیشین آن یثرب است بعضی جغرافیادانان متأخر احتمال داده‌اند در حدود قرن دوم پیش از میلاد مسیح مردمی از نژاد مصر قدیم این شهر را در دست داشتند بدین جهت واژه یثرب را از لغتی قبطی گرفته‌اند آنچه از پژوهش‌های دانشمند ان اخیر دست آمده است اینکه در سده چهارم میلادی پس از بهم خوردن وضع سیاسی و اقتصادی جنوب عربستان گروهی از مهاجران آن منطقه به یثرب آمدند و چون وضع طبیعی زمین را مناسب دیدند در آنجا سکونت کردند اینان از نژاد قحطانی بودند که بعدها تا نام یمانی و نام‌های دیگر بخود گرفتند.
چنان‌که دسته‌ای هم از مهاجران یهودی در داخل شهر و دهکده‌های مجاور آن سکونت کردند احتمال می دهند هجرت کوچ‌کنندگان یهودی پس از ویرانی اورشلیم بدست بخت نصر بوده است بهرحال آنچه مدینه را در تاریخ اسلام و جهان مشهور ساخت هجرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بدانجا بود پیغمبر در ماه سپتامبر سال 622 میلادی که مصادف با ربیع الاول بود بدین شهر آمد و این هجرت مبداء تاریخ مسلمانان گشت لیکن آغاز سال را از محرم گرفتند.
گروهی از مسلمانان شهر مکه که پیش از پیغمبر و یا پس از هجرت او شهر خود را ترک گفتند و به تدریج به مدینه آمدند در قرآن و سنت و عرف: مسلمانان شهر مدینه انصار و مسلمانان شهر مکه مهاجران لقب گرفتند پس از رحلت رسول خدا سه خلیفه این شهر را مقر حکومت خود قرار دادند و پس از آن در دوران حکومت حضرت علی مقر حکومتی به کوفه و سپس به دمشق و بغداد منتقل شد.
مدینه موقعیت معنوی خود را تا سده چهارم هجری همچنان نگاهداشت پایگاه علم و ادب و موطن بسیاری از علماء و فقها و صالحان بود و وضع شهر مدینه در عهد رسول اکرم و ابوبکر و عمر از جهت عمران و آبادانی تغییر چندانی نیافت نخستین بار عثمان بود که برای خود خانه‌ای از سنگ و گچ ساخت که درهای آن از چوب کاج بود.
در سال 41 هجری که معاویه خود را خلیفه مسلمانان خواند برای اینکه بزرگان مدینه و گروهی از مهاجرین را همراه داشته باشند و نیز از جهت آنکه گروهی از خاندان او در این شهر بسر می‌برند از بذل مال به آنان دریغ نکرد این روش در تمام دوران حکومت امویان در بذل و بخشش مال و مقام ادامه داشت در نتیجه مدینه از جهت عمران و آبادی پیشرفتی بزرگ کرد.
اما به موازات برخورداری این بزرگان از حال و آسایش فساد اخلاقی نیز در بین آنان رواج یافت چنان‌که هنوز سده نخستین هجرت پایان نیافته بود که مدینه مرکز مهم تربیت موسیقی‌دانان زن و مرد و صدور آن به دیگر شهرها گردید و خانه‌هایی در این شهر برپا گردید که جایگاه عیاشان و خوش‌گذرانان گردید.
کشتار دسته جمعی مردم در سال 63 هجری که به امر یزیدبن معاویه و به‌دست مسلم بن عقبه صورت گرفت و به نام (وقعه حره) معروف شد یکی از برگ‌های سیاه تاریخ حکومت امویان است و می‌توان قسمتی از تباهی و فساد اخلاقی مردم مدینه را در سال‌های بعد معلول این فاجعه دانست پس از انتقال مقر خلافت از دمشق به بغداد (دوره عباسیان) خلفای این خاندان توجه چندانی به این شهر نکردند.
هنگامی امیرالمومنین علی (علیه السلام) به دنبال شورشیان (طلحه و زبیر) که بصره را مرکز مقاومت ساخته بودند به عراف‌رفت و سرانجام کوفه را مقر خود ساخت در سال 37-40 هجرت از جانب آن حضرت (هل بن حنیف) و (ابوایوب انصاری) به ترتیب به حکومت مدینه معین شدند.
پس از شهادت علی (علیه السلام) در سال‌های چهلم تا شصتم هجری معاویه به ترتیب (ابوهریره) (سعید بن عاصی) (ولید بن اینان در دوره‌امویان 22 تن از جانب والیان دمشق به حکومت مدینه رسیدند و دو تن از جانب (عبداله بن زبیر) که مکه را مرکز حکومت خودساخته بود و برای حکومت به مدینه فرستاده شد (سال‌های 65 تا 72) پس از آن تا سال‌های 132 تا 248 بیش از چهل تن پی در پی برای اداره این شهر آمدند تا آنکه نوبت به حکومت علویان رسید تا حدود 1100 هجر مدینه را در دست داشت.
مدینه به‌علت ضعف حکومت‌ها و نداشتن برج و باروی استوار بارها مورد هجوم عرب‌های بیابان‌نشین واقع می‌شد نخستین بار وی مدینه به امر (محمد بن اسحاق جعدی) به سال 236 هجری ساخته شد و چهار در برای شهر قرار دادند (عضد الدوله دیلمی) به سال 372 با رویی استوار برای آن ساخت سپس محمد بن ابی منصور مشهور به جواد اصفهانی به سال 540 هجری بارویی گرد مسجد نبوی کشید و جمال الدین وزیر صاحب موصل دیوار شهر را که ویران شده بود تجدید بنا کرد (نورالدین زنگی) به سال 558 و (ملک صالح بن قلاون) به سال 755 و (سلطان قایتبای) به سال 981 و (سلطان سلیم عثمانی) به 939 هر یک در ترمیم و تجدید باروی شهر کوشیدند و چون در جنگ وهابیون باروی شهر آسیب دید محمدعلی پاشا آنرا مرمت نمود.
در سال 1285 عبدالعزیز دیوار بلندی به ارتفاع 25 متر گرد شهر کشید در این عصر بخاطر توسعه روز افزون شهر دیوارهای قدیمی در بسیاری از مناطق از بین‌رفته است.
 
نقل از کتاب ره آورد حجاز
نوشته حبیب اله صابری سال 1363
 
شایسته است به سال 437 هجری باز گردیم و مشاهدات عینی نویسنده شاعر و حکیم و جهانگرد نامی (ناصرخسرو قبادیانی) را از نظر بگذرانیم ناصر خسرو در یکی از سفرهای خود که از مصر به مکه و مدینه مشرف شده است در سفرنامه خود چنین می‌نویسد:
... پس از سنه تسع و ثلثین و اربعمائه سجل سلطان بر مردم خواندند که امیرالمومنین می فرماید: که حجاج را امسال مصلحت نیست که سفر حجاز کنند که امسال آنجا قحط و تنگی است و خلق بسیار مرده است این معنی به شفقت مسلمانی می‌گویم. و حجاج در توقف ماندند. و سلطان جامه کعبه می‌فرستاد به قرار معهود که هر سال دو نبوت جامه کعبه می‌فرستادی و این سال چون جامه به راه فلزم گسیل کردند، من با ایشان برفتم. نهم شهر ذی القعده از مصر بیرون شدیم و هشتم ماه به فلزم رسیدیم و از آنجا کشتی براندند به پانزده روز به شهری رسیدیم که آنرا (جار) می‌گفتند و بیست و دوم ماه بود. از آنجا به چهار روز به مدینه رسول الله رسیدیم . مدینه رسول الله شهری است بر کنار صحرایی نهاده زمین نمناک و شوره دارد و آب روان دارد اما اندک و خرمایستانست و انجا قبله سوی جنوب افتاده است و مسجد رسول الله هم‌چندان است که مسجد الحرام و خطیره رسول در پهلوی منبر مسجد استچون روی به قبله نمایند جانب چپ، چنان‌که چون خطیب از منبر ذکر پیغمبر کند و صلوات دهد روی به جانب راست کند و اشاره به مقبره کند.
و آن خانه‌ای مخمس است و دیوارها از میان ستون‌های مسجد برآورده است و پنج ستون در گرفته است و بر سر این خانه همچون حظیره کرده، به دارافرین، تاکسی بدانجا نرود و دام در گشادگی آن کشیده، تا مرغ بدانجا نرود.
و میان مقبره و منبر هم خطیره‌ای است که سنگ‌های رخام کرده چون پیشگاهی و آنرا روضه گویند و گویند آن بستانی از بستان‌های بهشت است چه رسول الله فرموده است (بین قبری و منبری روضیه من ریاض الجنه) و شیعه گویند آنجا قبر فاطمه زهرا (علیها السلام) است...
و مسجد را دریست و از شهر بیرون سوی جنوب صحرایی است و گورستانیست و قبر (حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه آنجاست) و آن موضع را قبوالشهدا گویند پس دو روز ما به مدینه مقام کردیم و چون وقت تنگ بود برفتیم راه سوی مشرق بود. به دو منزل از مدینه کوه بود و تنگنای چون دره و آن‌را جحفه می‌گفتند و آن میقات مغرب و شام و مصرست و میقات آن موضع باشد که حج را احرام گیرند و گویند یک‌سال حجاج آنجا فرود آورده بود خلقی بسیار ناگهانی سیلی در آمد و ایشان را هلاک کرد و آن‌را بدین سبب جحقه نام کردند میان مکه و مدینه صد فرسنگ باشد اما سنگست و ما به هشت روز‌رفتیم یکشنبه ششم ذی الحجه به مکه رسیدیم.
حدود دو قرن پس از ناصر خسرو قبادیانی (ابن بطوطه) سیاح مراکشی در سال 726 هجری از مدینه دیدار داشته.
در سفرنامه‌اش توصیف چندانی از شهر مدینه ندارد فقط خبر ورود خود به مدینه را نوشته و توضیحات مختصری نیز درباره قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قلمی نموده و از قبا و اوحد و بیت الزیت و بقیع به‌عنوان مزارات مدینه ذکر مختصری به عمل آورده او در سفرنامه‌اش می‌نویسد.
در اول شوال سال مزبور (726) کاروان حجاز به‌خارج دمشق رهسپار گردید. کاروان از اعلا حرکت کرده به وادی عطاس می‌رسد که بسیار گرم می‌باشد باد مسموم کشنده‌ای در آن می‌وزد در یکی از سال‌ها که بنام سال امیرجالقی معروف شده است حجاج گرفتار شده این بادگردیده و جز معدودی همه تلف گشتند. بعد از عطاس به هدید می‌رسند در این محل خاک را که حفر کنند آب شوری در می‌آید و روز سوم حرکت از العلا به‌خارج شهر مدینه وارد می‌شوند.
شامگاه آن‌روز به مسجد پیغمبر‌رفتیم نخست در باب السلام متوقف سلام دادیم و آنگاه در بین قبر و منیر شریف به روضه مبارک پیغمبر درود فرستادیم و برای تبرک با قطعه‌ای از (استن حنانه) که تاکنون با قیمت استعلام کردیم استون حنانه درختی بود که در فراق پیغمبر ناله کرد و قطعه ای که از آن باقی مانده متصل به ستونی است که رو به قبله در دست راست بین قبر و منبر واقع است.
از مدینه به عزم مکه حرکت کردیم و در نزدیکی (مسجد ذی الحلیفه) که پیغمبر از آنجا احرام بسته فرود آمدیم این محل آخرین حد است که حجاج از راه مدینه در آنجا احرام می‌بندند و در مسافت پنج میلی مدینه نزدیک وادی العقیق واقع است.
نکته قابل توجه اینکه: ناصر خسرو قبادیانی در سفرنامه‌اش که الحق شاهکاری بی‌نظیر است شهرهای مسیر سفرش را از مرو به به نیشابور از آنجا تاری و از ری تا تبریز از آنجا تا وان و از آنجا تالینان و شام فلسطین – بیت المقدس از آنجا تا مصر و از مصر به مکه و مدینه به وضوح هرچه تمام‌تر شرح و توصیف می‌نماید و همچون یک جامعه‌شناس مبرز به توصیف این شهرها و آداب و روسم مردم آن‌ها می‌پردازد که پس از هزار سال هنوز نو و قابل استفاده است.
ابن بطوطه که سیاحی معروف است از طنجه زادگاهش در مراکش تا مصر و از آنجا تا تمامی شمال آفریقا و مکه و مدینه و سرزمین حجاز و بیزانس و حتی هند و چین را نیز سیاحت نموده شهرهای مسیر سفرش را دقیقاً و در حد امکان توصیف نموده معلوم و مشخص نیست چرا ناصرخسرو مدینه را بسیار خلاصه توصیف می‌نماید و ابن بطوطه با ذکر مختصری از آن می گذرد و حال آنکه همین جهانگرد در سفرنامه‌اش چون به دمشق و شیراز می‌رسد صفحاتی چند در وصف این شهرها قلم‌فرسایی می‌کند علت مشخص نیست.
ناصر خسرو در این خصوص توضیح مختصری می‌دهد که چون وقت تنگ بوده است و بیش از دو روز در مدینه اقامت نداشته است.
ولی ابن بطوطه اصلاً اشاره‌ای به مسئله ندارد آنچه به‌نظر می‌رسد با استقرار حکومت به مرکزیت بغداد در دوران عباسیان طبیعی بوده که عظمت و شکوه دیرین مدینه فراموش گردد و رنگ ببازد به‌خصوص که حکومت‌های عباسیان در منزوی کردن مدینه عمد نیز داشته‌اند.
و فقط عشق به زیارت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را به‌سوی آن شهر می‌کشانده و الا شهر مدینه در آن زمان رونق چندانی نداشت. برگرفته از کتاب ره آورد حجاز
برگرفته از کتاب :  خورشیدی در تاریکی             اثر : سیروس اسعدی

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
جستجو
logo-samandehi
طراحی سایتطراحی سایتسایت سازسایت سازفروشگاه سازفروشگاه ساز