menuordersearch
oumghandisheh.ir

ناشران ومولفان به حمايت ارشاد احتياج دارند

مشاهده سبد خرید

تومان
googlefacebookinstagramlinkedintelegramgoogle
اندیشه خود را ماندگار کنید 02188102775
heder
۱۳۹۷/۸/۲۶ شنبه
(0)
(0)
ناشران ومولفان به حمايت ارشاد احتياج دارند
ناشران ومولفان به حمايت ارشاد احتياج دارند

 

ناشران ومولفان به حمايت ارشاد احتياج دارند

 

گفتگوي روابط عمومي انتشارات نظري با رامين جهان پور (داستان نويس)

 

 

بفرماييد که به طورکلي  وضعيت  داستان نويسي در کشور را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

واقعيتش  پرسشي که شما مطرح  کرديد به اندازه يک کتاب 100 صفحه اي پاسخ مي طلبد که در اينجا فرصت آن  نيست، اما به طور خلاصه مي توانم عرض کنم که  جريان داستان نويسي يا بهتر بگويم ادبيات داستاني در کشور ما هنوز در حال گذار است. به هرحال داستان نويسي هم مثل هنرهاي ديگري مثل سينما،  نقاشي ، عکاسي  و ديگر هنرها دارد مسير خودش را طي مي کند و مثل تمام کشورهاي دنيا  اين هنر سنتي وکلاسيک تحت شعاع ميهمان نوظهوري مثل اينترنت  و مدرنيته است. منتهي فرق ما با کشورهاي ديگر دنيا دراين زمينه به نوع نگاه متوليان فرهنگي  ما به مقوله  ادبيات داستاني برمي گردد و آن اينکه در بسياري از کشورهاي  دنيا داستان نويسي به صورت حرفه در آمده اما در کشور ما هنوز به داستان نويسي به عنوان شغل دوم ويا سوم نگاه مي کنيم. يعني  در کشور ما  اگر داستان نويس شغل اولش را در زندگي به صورت ثابت نداشته باشد کلاهش پس معرکه است.

 

اگر مي شود با ذکر مثالي اين قضيه را کمي بشکافيد و واضح تر بفرماييد؟

راه دوري نمي رويم يکي از دوستان خوب نويسنده ام که پيشکسوت بنده هم در داستان نويسي محسوب مي شود آقاي عباس جهانگيريان است که کتاب هاي متعددي از ايشان درزمينه داستان منتشرشده ودر اکثريت آنها هم موفق هم بوده است.ايشان يکروزي درجلسه اي که در خدمتشان بودم مي گفت ، براي  يک همايش ادبي   به يکي از کشورهاي آسياي مرکزي  دعوت شده بوده وبا نويسنده اي در هتل هم اتاق مي شود وقتي صحبت وارد جريان داستان نويسي مي شود آن نويسنده مي گويد که شغل وکارش فقط کتاب نوشتن است وکارديگري ندارد. درآمدش هم دوبرابر کارمندان ماست ، و او کاملا از حرفه اي که انتخاب کرده راضي است. بگذريم که اسم يکي از خيابانهاي آن شهرراهم به نام ايشان کرده بودند.و به هر حال طبيعي است وقتي ما نويسندگان ايراني اينها را مي شنويم کمي غمگين مي شويم. واينکه درآن کشور افراد معدودي هستن که دنبال کارنويسندگي مي روند.اما ماشالله کشورما سرشار از استعدادهاي نابي است که طرفدار ادبيات هستند، از نوجوانان تازه قلم  گرفته تا پيشکسوتان ما. بعد ازپيروزي  انقلاب يعني از سال 57 به بعد ما  نويسندگان خوبي تربيت کرديم  ودرواقع آمار قابل توجه اي هم در اين زمينه داريم. شما اگر به سايت موسسه خانه کتاب يا انجمن هاي خصوصي و دولتي نويسندگان کشور مراجعه  کنيد با آمار اميدوارکننده اي در اين زمينه  مواجه مي شويد. داستان نويس هاي ما طفلکي ها از وقت وتفريح زندگي اشان مي گذرند واثر داستاني  خلق مي کنند اما از طرف موسسات فرهنگي  هيچ گونه  حمايتي نمي شوند. توي کشور ما داستان  نويسها نسبت به هنرهاي ديگرواقعا مظلوم  واقع شده اند، در صورتي که کار فکري  سختي هم انجام مي دهند  و اين جاي تاسف است.آنوقت ما چطور باید به کودکان ونوجوانان آینده ساز خودمان  بگوییم که  دنبال کار خلاف نروند وبه دنبال فعالیت های فرهنگی باشند.

 

به نظر شما چه کسي بايد از اين قشر حمايت کند؟

ببينيد، نويسنده کارش را به ناشر يا يک نشريه اي براي چاپ وانتشارمي سپارد،وقتي وضعيت مالي   ناشران و مطبوعات  ما  دست کمي از خود مولفان ندارد آنوقت چه کسي بايد پاسخگو باشد. در کشورما متولي بزرگي به اسم وزارت ارشاد داريم. دستشان درد نکند که نويسندگان را بيمه کرده اند وگه گداري هم به بعضي از نويسنده ها وام داده اند،اما آيا فقط همين کافيست به نظرشما ؟ نويسنده در وهله اول، کار مي خواهد تا در ازاي  وقت  وانرژي که گذاشته ، بتواند پاسخگوي امرار و معاش زندگي شخصي اش باشد.ما در کشورمان يک سري انتشارات دولتي داريم که مستقيما دولت به آنها بودجه مي دهد.بنياد ادبيات داستاني داريم که خود اين بنياد از نبود بودجه گلايه دارد.من فکر مي کنم موسسه خانه کتاب يا خود ارشاد بايد بيايند وطبق آمار نويسندگان از طريق فراخوان يا دعوت، به آنها کارهاي نوشتاري  بدهند. در طول سال کتاب هاي متعددي از طرف ارگان هاي دولتي در کشور منتشر مي شود ولي عده خاصي از نويسندگان آنها را مي نويسند وگاهي هم به  آنها نويسنده دولتي مي گويند.به نظر من نويسنده دولتی یا خصوصی حرف بی معنایی است. نویسنده ، نويسنده است ونبايد کاري به جناح بندي ها و احزاب  و اين گروه بندي ها داشته باشد.وقتي اين اتفاق افتاد، آن وقت هر نويسنده اي که خواست مي تواند از اين مزايا وحمايت ارشاد برخوردار شود اگر هم نخواست از تسهیلات دولت استفاده کند کسی اجبارش نمی کند. ما باید بدانيم که اصلا نهادهای فرهنگی ما برنامه ای برای حمايت مالی  از نویسندگان دارند یانه.

 

در حال حاضر وضعیت چاپ ونشر کتاب را در کشور چگونه می بینید؟

واقعیتش خیلی خوب نیست،من در یکی دو هفته گذشته که با چند تا ناشر صحبت می کردم اکثر آنها از بالا رفتن وحشتناک وچند برابری قيمت  کاغذ نگران بودند وحتي  امیدی  به انتشار 500 نسخه هم ديگر ندارند. خیلی از آنها هم گله داشتند از وزارت ارشاد که چرا ناشران را به حال خودشان رها کرده و مشکل کاغذ را حل نمی کنند؟ یا حداقل از ناشران به اندازه کافی کتاب نمی خرند تا کمکی به آنها کرده باشد.

 

ازکتاب های در دست چاپتان برایمان بگویید؟

من در حال حاضر سه تا کتاب دردست انتشار دارم   که به زودی  در انتشارات نظری از زیر چاپ بیرون می آید و به مشتاقان کتاب معرفی  می گردد.

 

می شود در مورد این کتابها صحبت کنید؟

بله دو تا از کتاب هایم مجموعه داستان هستند به نام هاي « خانه هاي فرانسوي » و« بليت هاي لاي کتاب » که  با موضوعات روز و اجتماعی  نوشته شده اند و در آن داستانها به موضوعاتي همچون خاطرات جنگ و آزادگان  کشورمان پرداخته ام وهمچنين نگاهي هم داشته ام به زندگي امروزي دانشجوها ، نويسندگان وروزنامه نگاران و حتي جنگ داعش. کتاب سومم «قصه های قدیمی» نام دارد که درآن به باز آفرینی قصه های متون کهن ايراني  پرداخته ام وبه زبان ساده آن را برای گروه سني نوجوانان نوشته ام.

 

ممنون که در اين گفتگو شرکت کرديد، درپايان اگر حرف نگفته ای  دارید، بفرماييد؟

در اینجا از فرصت استفاده می کنم واز مدیر محترم وفرهیخته انتشارات نظری  جناب آقاي حاج کريم  نظري تشکر می کنم. بدون اغراق وبدون تعارف ایشان یکی از متعهد ترین ناشرانی است که من در طول این چند سال  کارنویسندگی وروزنامه نگاری ام با آن برخورد داشته ام، انسانی کار بلد و با سواد. یکی از ویژگی های آقاي نظری که نمی توان از آن چشم پوشاند، حمایت صمیمانه اش از نویسندگان تازه کاراست. او در این وانفسای بحران وحشتناک کاغذ و آشفته بازارچاپ و نشر کتاب  هنوز هم خالصانه از نویسندگان ومترجمان جوان وحتی تازه کار  بدون هيچ چشم داشتي و با سرمايه خصوصي استقبال می کنند، کاري که انتشارات هاي کاملا دولتي ما هم در اين چندسال انجام نداده اند،.او در دفتر انتشاراتش جلسات داستان نویسی تشکیل می دهد وبرنامه هايي از قبيل رونمايي و معرفي کتاب براي  تشويق  نونهالان برگزار مي کند،  چون عاشق کارش است واز روی شکم سیری یا ازروی تفنن شغل ناشری را انتخاب نکرده است. او عاشق کار فرهنگی است و اهل شعاردادن نیست. فعالیت های او در چندسال اخیر برای اشاعه فرهنگ کتابخوانی ونویسندگي  وحمایت بی دریغش از نویسندگان ومترجمان  جای تقدیر وتشکردارد.

 

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی سایتطراحی سایتسایت سازسایت سازفروشگاه سازفروشگاه ساز