خبرنامه سایت

جهت اطلاع از آخرین محصولات و تخفیفات سایت کلیک کنید

menuordersearch
oumghandisheh.ir

سرزمین عسل , نویسنده : رساد ابوشاور -- مترجم : علی اسلامی

مشاهده سبد خرید

تومان
linkedininstagraminstagramaparatlenzorpinterestcloob
اندیشه خود را ماندگار کنید 02188102775
heder
پیشنهاد ما
سرزمین عسل
مدل کالا
نویسنده : رساد ابوشاور -- مترجم : علی اسلامی
تصاویر بیشتر
سرزمین عسل
(0)
(0)
نویسنده : رساد ابوشاور -- مترجم : علی اسلامی
وضعیت کالا : موجود
تعداد عدد
قیمت کالا
6,000 تومان
شناسنامه
سرشناسهرساد ابوشاور
عنوانسرزمین عسل
مترجمعلی اسلامی
مشخصات نشرتهران-آوای علی- 1398
مشخصات ظاهری 96 صفحه
شابک978-600-5741-33-9
موضوعداستان های عربی – قرن 20 م
رده بندی دیویی892.716
فرمت pdf
معرفی کوتاه

رمان حاضر تحت عنوان «سرزمین عسل» برگردانی است از رمان عربی «أرض العسل» نوشته رشاد أبو شاور نویسنده و رمان نویس فلسطینی که در سال 1973 میلادی نگاشته شده و نویسنده در آن به چگونگی پدید آمدن جنبش صهیونیسم می­پردازد و از اسناد بسیاری استفاده کرده است. شخصیت­ها در این رمان ساختگی هستند و رمان به طور کامل مبتنی بر اسناد نمی‌باشد. هدف نویسنده در این رمان شناساندن شیوه­های رهبران صهیونیسم به خواننده عربی است که برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده کردند. این رمان یادآور بریتانیای بزرگ است که فلسطین را تحت الحمایه خود قرار داد و بار جنایتی را که به صهیونیست­ها قدرت داد تا سرزمین فلسطین را به اشغال در آورند و ملتش را آواره کنند؛ بر دوش می­کشد.

بخشی از مطالب

کتاب را بست و تکرار کرد: بریتانیا، بریتانیاست که هم اکنون بر فلسطین حکم می­راند و وعده آن برای ما مهم­تر است از وعده یهو ... الهه باستان یهود.

با صدای بلند خندید و از خودش پرسید: کدام الهه نیرومندترین الهه یهود باستان بوده است، الهه یهود نوگرا، یهوه یا بریتانیا؟

یاد ساره افتاد غرق در اندیشه بود. این زن می­خواهد بچه­اش شفا یابد چون فرزندش است ولی من می­خواهم شفا پیدا کند تا به سربازی تبدیل شود که با عرب­ها بجنگد و در اخراج آن­ها از فلسطین سهیم شود. درست است که او به دست عرب­ها می­میرد و شیر و عسلی در آنجا نصیبش نمی­شود بلکه وقتی ممکن است گلوله‌ای وارد سینه­اش شود، با این حال آنچه برایم مهم است شفا یافتن اوست برای اینکه بجنگد.

دکمه زنگ را فشار داد و صدای ساره بلند شد:

- بله آقا! دارم میام....

وارد شد و به او نگاه کرد.

- ساره ... ساره...

در صدایش شور و شوق عجیبی بود.

- بله دکتر! ...

این پول­ها را بگیر و برای پسرت دارو بخر، آخر ماه از حقوقت کم می­کنم.

ساره به او نگاهی انداخت تشکر کرد، سپس ادامه داد:

به زودی پسرت سرباز ارتش ما می­شود و برای دستیابی به فلسطین می­جنگد.

ساره پرسید:

- ولی دکتر نمیشه بدون جنگ به فلسطین برگردیم؟

وایزمن خندید وگفت:

- ساره! برای اینکه به شیر و عسل برسیم باید کمی سم بچشیم و جنگ همان سم است.

ساره! اخبار قدیم یهود را در تورات بخوان، کتاب مقدس ما مملوء از اخبار جنگ­هاست. تورات بدون اخبار جنگ اصلا کتاب نیست و الان برو و فردا می­خوام ازت آخرین اخبار یهود را بشنوم.

دکتر در را پشت سر ساره بست و صدای قدم‌های او را تعقیب کرد تا اینکه محو شد سپس نشست و هیزم را در شومینه تکان داد.

فهرست مطالب

فهرست

 

مقدمه مترجم

تقدیم به

فصل اول

فصل دوم

فصل سوم

فصل چهارم

فصل پنجم

فصل ششم

فصل هفتم

فصل هشتم

فصل نهم

فصل دهم

فصل یازدهم

فصل دوازدهم

فصل سیزدهم

فصل چهاردهم

فصل پانزدهم

فصل شانزدهم

 

نمودار تغییر قیمت
شرکت سازنده