خبرنامه سایت

جهت اطلاع از آخرین محصولات و تخفیفات سایت کلیک کنید

menuordersearch
oumghandisheh.ir

انسان و مدنیت

مشاهده سبد خرید

تومان
linkedininstagraminstagramaparatlenzorpinterestcloob
اندیشه خود را ماندگار کنید 02188102775
heder
۱۳۹۸/۷/۳ چهارشنبه
(0)
(0)
انسان و مدنیت
انسان و مدنیت

"انسان و مدنیت" 

 قسمتی از سخنرانی استاد جعفر حاجی کریم نظری در سالن اجتماعات اداره کشاورزی شهرستان ورامین ، در جمع مسولین و پرسنل سازمان بهزیستی و اورژانس اجتماعی و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهیختگان شهرستان ورامین در سال روز ازدواج بانوی بزرگوار اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و آقای زهد وتقوا علی (علیه السلام)] .
... در فضای فعلی جلسه و عناصر متشکل ، جای نقد نمی بینم ، هر چند که در سینه ام مملو از گلایه پیرامون مسایل اجتماعی است . فقط بسنده می کنم که بگویم یکی از مهم ترین چالش های کشور تزلزل اخلاق فردی، خانوادگی و اجتماعی است و این از عدم آموزش صحیح و برنامه ریزی در سطح کلان کشور از ابتدای انقلاب اسلامی تا حال می باشد.مثلا همین روز که فقط در تقویم درج شده است . چه کاری انجام می شود . اما روز " ولنتاین" را نگاه کنید . ابتدای انقلاب اسلامی حضوری نداشت . کم کم به جایی رسید که کاری از هیچ کس برای مسدود کردن آن بر نمی آید و هرسال توسط مردم استقبال بیشتری می شود و بر خرس های آویزان افزوده می گردد . چرا کاری نکرده ایم ،نخواسته ایم ، نمی خواهیم و حال نمی توانیم ! نمی خواهم بگویم لحظه های با شکوه ابراز عشق و محبت ورزی به همسر نباشد ، ما در ایران باستان همچنین روزی نیز داشته ایم ، اما چرا فرهنگی که با خلق ، خوی و آداب و سنن ما عجین نیست و مناسبتی ندارد ورود پیدا کرده و جای باز نموده است ؟! نمی خواهم بحث فلسفی و پیچیده کنم ، سعی دارم موضوع قابل طرح را واضح بگویم و مقصود را بیان نمایم .می خواهم بگویم ، زندگی بدون در نظر گرفتن مناسبات و رفتارهای اجتماعی قابل تصور نیست و انسان عصر حاضر بدون ارتباط با دیگران و کمک و همیاری از آنان قادر به رفع نیاز های متنوع خود نمی باشد و نمی تواند آن طور که بایسته است زیست کند.
نیاز های انسان می تواند غریزی، منفعتی ، دفع ضرر و یا چیز های دیگر باشد. پس انسان با مدد جستن از عقل حسابگر خویش، مدنیت را برمی گزیند. گفته اند : انسان "مدنی بالطبع" است ، بعضی نیز آورده اند : انسان"مستخدم بالطبع" می باشد .این موضوع را با وقت کم جمع می کنم ، خوب توجه کنید : مدنیت ، یک امر انتخابی است ، ممکن است برای کار های خوب ، نیک و پسندیده انسانی و یا غیر آن باشد.
خواجه نصیرالدین طوسی گفته اند : التمدن فی اصطلاحهم هو هذا الاجتماع، انسان ها برای زیست و زندگانی محتاج به یکدیگرند. 
 نظر جنابان فارابی و بوعلی نیز همین است و انسان را مضطر به عقد مدن و اجتماع می دانند .
بعضی نیز عقیده دارند که انسان "مستخدم بالطبع" است یعنی از روی جبر و ناچاری به اجتماع روی می آورد و با رفتار های خاص خود و استخدام آن ها با جامعه تجانس پیدا می کند .
حال نظر علامه طباطبایی را بیان می کنم : "هذا معنی مایقال ان الانسان مدنی با لطبع"ایشان می گوید : انسان از روی آوردن به اجتماع ناگزیر است (یعنی مدنی بالطبع ) اما این استخدام است که انسان را به اجتماع و مدنیت می کشاند و پیوند می زند (یعنی مستخدم بالطبع) ایشان هر دو رویه را قبول دارند ، در واقع استخدام را مستند به طبع و مدنیت را مستند به فطرت دانسته اند . پس با توجه به نقطه نظرات امثال جناب فارابی ، شالوده انسان ها از هر لحاظ نیازمند به یکدیگر است و در امور معشیت و رسیدن به کمال و هر نفعی ، انسان ها به هم وابسته هستند و مجبورند با نوع خویش همنشینی و همکاری داشته باشند . 
با قبول موارد عنوانی ، باید اضافه نماییم که انسان ابتدا زاییده شرایط ، اما در آینده خود ، خالق شرایط است . 
انسان نیامده است که چیزهایی مثل غریزه و غضب را در خویش ریشه کن نماید اگر غریزه نباشد، نسل منقطع است و اگر غضب نباشد ، دفع ضرر نیست ، البته این ها ممکن است در جای خود بسیار نابسامانی ایجاد کنند ، پس باید هر کس و هر سازمانی که دارای مسوولیت است و برای کنترل و هدایت جامعه به سوی استقرار ارزش های والای انسانی برنامه دارد ، تلاش نماید و جایی برای مجازات های بازدارنده نگذارد. انسان دارای تغییر ، هم در خَلق و هم در خُلق است .خَلق ، هیأت راسخه برونی و خُلق هیأت درونی انسان هاست ، خَلق را نمی توان تغییر داد ، اما خُلق می تواند هر لحظه دارای تغییر و دگرگونی باشد . 

 

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
شرکت سازنده